X
تبلیغات
غزه درسي از آزادگي - اشعار فارسي و انگليسي و عربي


امروز:

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللّهُ اخِرَالْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ

روزه در قرآن کريم «صوم» ناميده مي شود. اين لغت در معني به مفهوم امساک و خودداري از هر فعلي است و در اصطلاح فقهي به مجموع امساکهاي خاصي اطلاق مي گردد که در زمان معيني واقع شود.

روزه ماه مبارک رمضان بر هر مرد و زن مسلمان واجب است. در خصوص مزاياي روزه از لحاظ پزشکي، روانپزشکي و ... سخن بسيار گفته شده است و فوايد بي شماري در اين مورد ذکر نموده اند، ليک اين مفهوم در ادب پارسي مضامين بسيار نغز و دلنشيني را آفريده است که به گلچيني از اين گلستان بسنده مي کنيم:

حکيم ابوالقاسم فردوسي طوسي:

همان بر دل هرکسي بوده دوست

نماز شب و روزه آيين اوست

حکيم ناصر خسرو قبادياني:

چون روزه نداني که چه چيز است چه سود است

بيهوده همه روز تو را بودن ناهار

خاقاني شرواني:

چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه

که مريم عور بود و روح تنها

سعدي شيرازي:

که سلطان از اين روزه آيا چه خواست

که افطار او عيد طفلان ماست!

خواجه حافظ شيرازي:

ثواب روزه و حج قبول آن کس برد

که خاک ميکده عشق را زيارت کرد

فرخي سيستاني:

به فال نيک تو را ماه روزه روي نمود

تو دور باش و چنين روزه صد هزار گذار

مسعود سعد سلمان:

نزد خداوند عرش بادا مقبول

طاعت خير تو و صيام و قيامت

مولانا جلال الدين محمد مولوي:

ني تو را هر شب مناجات و قيام

ني تو را در روزه پرهيز و صيام

حکيم اوحدي مراغه اي:

روزه دار و به ديگران بخوران

نه مخور روز و شب شکم بدران

اميرخسرو دهلوي:

ني کار مرد روزه همت شکستن است

گر خضر آبش آرد عيش جوان کند

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 شهریور1389ساعت 10:33  توسط اشرفيان نويد | 

«در غياث اللغات» در توصيف ماه مبارک رمضان آمده است: ماه نهم از ماههاي قمري بين شعبان و شوال. و رمضان سنگ گرم است و از سنگ گرم پاي روندگان مي سوزد و شايد که به وقت وضع اين اسم ماه صيام در شدت گرما باشد و يا ماخوذ است از “رمض” که به معني سوختن است چون ماه صيام گناهان را مي سوزد معني رمض سوخته شدن پا از گرمي زمين چون ماه صيام موجب سوختگي و تکليف نفس است.

ماه رمضان المبارک که به “شهر الله” نيز معروف است - از اين نظر که تنها ماهي است که نام آن در قرآن کريم ذکر شده است - از فضيلتي بس والا برخوردار است:

شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن (قرآن کريم - سوره بقره - آيه 182)

نزول قرآن مجيد در اين ماه و شب ليله القدر و ماه روزه داري و سلوک روحي مسلمانان و ... از ديگر ويژگي‌هاي ارزنده اين ماه مبارک است.

درباره ماه مبارک رمضان احاديث و روايات بسياري به ما رسيده است و کتابهاي فراواني نيز در فضايل اين ماه به رشته تحرير درآمده است. ليکن در اين مجال از زاويه اي ديگر به اين ماه مبارک خواهيم نگريست که جهاني ديگر است و از حلاوتي ديگر برخوردار و آن همانا انعکاس اين ماه شريف در آينه زلال ادبيات پارسي است که تجلي گاه عاليترين جلوه هاي فرهنگ و معارف اسلامي است.

نخستين نکته در اين باب اينکه به تحقيق در ادبيات هيچيک از ملل جهاني ماهي تا به اين اندازه در قلمرو ادبيات وارد نشده و مورد ارادت و ستايش سخن سرايان و ادبا قرار نگرفته است.

در ادبيات فارسي همواره ماه رمضان و ماه محرم الحرام مورد توجه سخنوران چيره دست، خصوصا شاعران شيعي مذهب قرار داشته است. اگر ماه محرم به خاطر حماسه بزرگ عاشوراي حسيني نظر شاعران متعهد و ستم ستيز را که عاشقانه به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين(ع) عشق مي ورزند برانگيخته، ماه رمضان با آميزه اي بسيار متنوع، همواره نظر سخنسرايان را به خويش جلب نموده است.

از آنجا که در گستره ادب پارسي از ماه مبارک رمضان سخن بسيار گفته شده است، پس به اجمال از هر شاعري به بيتي در مضموني اکتفا خواهيم کرد. پس در نخستين گام به استقبال “رمضان” خواهيم شتافت و اينکه اين ماه در ذهن شاعران خيالپرداز و مومن چگونه نقش بسته است:

شاه نعمت الله ولي:

رمضان آمد و روان بگذشت

بود ماهي به يک زمان بگذشت

شب قدري به عارفان بنمود

اين معاني از آن بيان بگذشت ...

حکيم خاقاني شرواني:

جاهش ز دهر چون مه عيد از صف نجوم

ذاتش ز خلق چون شب قدر از مه صيام

سوزني سمرقندي:

گر در مه صيام شود خوانده اين مديح

بر تو بخير باد مديح و مه صيام

نزاري قهستاني:

خجسته باد و مبارک قدوم ماه صيام

بر اوليا و احباي شهريار انام

عباس خوش عمل:

آمد از راه، با سرافرازي

ماه تزکيه، ماه خودسازي

رمضانا تو بهترين ماهي

چون که ماه ضيافت اللهي

خوش عمل هرکه بود در رمضان

ترک منکر نمود در رمضان

شيخ اجل سعدي شيرازي:

کسان که در رمضان چنگ مي شکستندي

نسيم گل بشنيدند و توبه بشکستند

شاطر عباس صبوحي:

روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است

آري افطار رطب در رمضان مستحب است

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 شهریور1389ساعت 10:31  توسط اشرفيان نويد | 

شبی در محفلی ذکر علی بود

شنیدم عارفی فرزانه فرمود

اگر آتش به زیر پوست داری

نسوزی گر علی را دوست داری

خورشید شکفته در غدیر است علی

باران بهار در کویر است علی

بر مسند عاشقی شهی بی همتاست

بر ملک محمدی امیر است علی

عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت

امیر المومنین علیه السلام

بر شیعیان وپیروان ولایت خجسته باد

+ نوشته شده در  شنبه 14 آذر1388ساعت 9:38  توسط اشرفيان نويد | 

در مجالي كه برايم باقيست

 

باز همراه شما مدرسه اي ميسازيم

 

كه در آن همواره اول صبح

 

به ز باني ساده مهر تدريس كنند

 

و بگويند خدا خالق زيبايي

 

و سراينده عشق آفريننده ماست

 

مهربانيست كه مار ا به نكويي

 

دانايي، زيبايي و به خود ميخواند

 

جنتي دارد نزديك، زيبا و بزر گ

 

دوزخي دار دبه گمانم كو چك و بعيد

 

در پي سودايي  است كه ببخشد ما را

 

و بفهماندمان ترس ما

 

بيرون از دايره رحمت اوست

 

در مجالي كه برايم باقيست

 

باز همراه شما مدرسه اي ميسازيم

 

كه خر درا با عشق

 

علم را با احساس

 

و رياضي را با شعر

 

دين را با عرفان

 

همه را با تشویق تدریس کنند

 

لاي انگشت كسي قلمي نگذارند

 

و نخوانند كسي را حيوان

 

و نگويند كسي را كودن

 

و معلم هر روز

 

روح را حاضر و غايب بكند

 

و به جز از ايمانش

 

هیچ چيزي را حفظ نبايد بكند

 

مغزها پر نوشد چون انبار

 

قلب خالي نشود از احساس

 

درس هايي بدهند

 

كه به جاي مغز دل ها را تسخير كند

 

از كتاب تاريخ جنگ را بردارند

 

در كلاس انشا هر كسي

 

حرف دلش را بزند

 

غير ممكن را از خاطره ها محو كنند

 

تا كسي بعد از اين

 

باز همواره نگويد "هرگز"

 

و به آساني همرنگ جماعت نشود

 

زنگ نقاشي تكرار شود

 

رنگ را در پاييز تعليم دهند

 

قطره را در باران

 

موج را در ساحل

 

زندگی را در رفتن و برگشتن از قله كوه

 

و عبادت را در خدمت خلق

 

كار را در كندو

 

و طبيعت را در جنگل و دشت

 

مشق شب اين باشد

 

كه شبي چندين بار

 

همه تكرار كنيم:

 

عدل،آزادي،قانون،شادي...

 

امتحاني بشود كه بسنجد ما را

 

تا بفهمند چقدر

 

عاشق و آ گه و آدم شده ايم

 

در مجالي كه برايم باقيست

 

باز همراه شما مدرسه اي ميسازيم

 

كه در آن آخر وقت

 

به ز باني ساده

 

شعر تدريس كنند

 

و بگويند كه تا فردا صبح

 

خالق عشق نگهدار شما

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 مهر1388ساعت 14:11  توسط اشرفيان نويد | 

 

چه جمعه‌ها که يک به يک غروب شد نيامدي

چه بغض‌ها که در گــــلو رسوب شد نيامـدي

خليل آتشين سخن؛ تبر به دوش بت شــکن

خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامــــدي

تمام طول هفته را به انتظار جمعـــــــــــــه‌ام

دوباره صبـــح، ظهر، نه غروب شد نيامــــدي

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 14:6  توسط اشرفيان نويد | 

 

اى موعود نازنين !

عصاره حق بر روى زمين

سوگند به خون هاى ريخته

به نخل هاى سوخته

به دست و پاهاى بريده

سوگند به تابوت استخوانهاى شكسته

به قامت سبز بلند ايمان دشت آينه ها

به جارى زلال اشك يادگار شهيدان

به لبخند عاشقانه وداع ياران

سوگند به خاك و باد و باران

به آيه آيه قرآن

اى موعود نازنين !!

اى عصاره حق بر روى زمين

ما چشم به درگاه

همچنان ايستاده ايم

شيرزاد بهزادى

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 20:47  توسط اشرفيان نويد | 

پدر آن تيشه اي كه بر خاك تو زد دست عجل
تيشه‌اي بود که شد باعث ويراني من

يوسفت نام نهادند و به گرگت دادند
مرگ، گرگ تو شد، اي يوسف کنعاني من

مه گردون ادب بودي و در خاک شدي
خاک، زندان تو گشت، اي مه زنداني من

از ندانستن من، دزد قضا آگه بود
چو تو را برد، بخنديد به ناداني من

آن که در زير زمين، داد سر و سامانت
کاش ميخورد غم بي‌سر و ساماني من

بسر خاک تو رفتم، خط پاکش خواندم
آه از اين خط که نوشتند به پيشاني من

رفتي و روز مرا تيره تر از شب کردي
بي تو در ظلمتم، اي ديده‌ي نوراني من

بي تو اشک و غم و حسرت همه مهمان منند
قدمي رنجه کن از مهر، به مهماني من

صفحه‌ي روي ز انظار، نهان ميدارم
تا نخوانند بر اين صفحه، پريشاني من

دهر، بسيار چو من سربگريبان ديده است
چه تفاوت کندش، سر به گريباني من

عضو جمعيت حق گشتي و ديگر نخوري
غم تنهائي و مهجوري و حيراني من

گل و ريحان کدامين چمنت بنمودند
که شکستي قفس، اي مرغ گلستاني من

من که قدر گهر پاک تو ميدانستم
ز چه مفقود شدي، اي گهر کاني من

من که آب تو ز سرچشمه‌ي دل ميدادم
آب و رنگت چه شد، اي لاله‌ي نعماني من

من يکي مرغ غزلخوان تو بودم، چه فتاد
که دگر گوش نداري به نوا خواني من

گنج خود خوانديم و رفتي و بگذاشتيم
اي عجب، بعد تو با کيست نگهباني من!

+ نوشته شده در  شنبه 9 خرداد1388ساعت 18:34  توسط اشرفيان نويد | 

از بام و در کعبه به گردون رسد آواز
کامشب در رحمت به سماوات شده باز
بت های حرم در حرم افتاده به سجده
ارواح رسل راست هزاران پر پرواز
کعبه زده بر عرش خدا کوس تفاخر
مکه شده زیبا دل افروز و سرافراز
جا دارد اگر در شرف و مجد و جلالت
امشب به سماوات کند خاک زمین ناز
از ریگ روان گشته روان چشمه ی توحید
یا کوه و چمن باز چو من نغمه کند ساز
دشت و در و بحر و برو، جن و بشر و حور
در مدح محمد همه گشتند هم آواز
هر ذره ی کوچک شده یک مهر جهان تاب
هر قطره ی ناچیز چو دریا کند اعجاز
جبرئیل سر شاخه ی طوبی چو قناری
در وصف محمد لب خود باز کند باز
جبرئیل چه آرد؟ چه بخواند؟ چه بگوید؟
جایی که خداوند به قرآن کند آغاز
خوبان دو عالم همه حیران محمد
یک حرف ز مدحش شده ما کان محمد
ولادت با سعادت پيامبر بزرگ اسلام بر تمام مسلمانان جهان مبارك باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 8:56  توسط اشرفيان نويد | 

روزي که جهان پر از کبوتر مي شد

از خون غروب ،شب معطر مي شد

باران باران گلوله مي افتاد و ...

جنگل جنگل شکوفه پرپر مي شد

 

 باران بهار، رنگي از خون دارد

اين خاک چقدر مرد مجنون دارد

يک روز مترسک به زمين خواهد خورد

در مزرعه اي که بوي زيتون دارد

 

دور از همه‌ي دورنگي و حاشيه ها

برهم زده شد تمامي فرضيه ها

غزه يکباره بوي پرواز گرفت

تاريخ رقم خورد در اين ثانيه ها

 

اين خاک ز سنگ‌هاي سجيل پراست

خون در دلمان به وسعت نيل پراست

با لشکر ابرهه اگر حمله کنند

باريکه‌ي غزه از ابابيل پراست

 

امسال محرمي دگر شد برپا

جاري شده است نغمه ي واويلا

بايست که مقتلي دگر بنويسند

غزه‌ست کنون آينه ي کرب و بلا

 

وقتي که تمام شد عزامي آييم

فردا فردا فرداها مي آييم

اي جلوه‌ي کربلاي امروز زمين!

اي غزه پس از عاشورا مي آييم!

 

يک بغض گرفته مسجد الاقصی را

زخمی کرده بال پرستوها را

اينها هم يک مشت طنابند چه باک؟

داريم عصای حضرت موسی را

 

بيهوده مگو که مرد ميدان هستيم

وقتی که ز فرياد هراسان هستيم

در غزه برادرانمان را کشتند

انگار نه انگار مسلمان هستيم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 8:20  توسط اشرفيان نويد | 

جهان در متن کشتاري عجيب است

به لبها نغمه ي ام يجيب است

مسلمانان تماشاگر نباشيد

يکي کاري کند غزه غريب است...

از هرطرفي راه ببيني مرگ است

هرسمت که مهره را بچيني مرگ است

اصرار به حمله ي زميني داري؟

دستاورد جنگ زميني مرگ است

در غزه هزار طفل غمگين تشنه است

صدلاله و صد هزار نسرين تشنه ست

برگرد و براي کودکان آب بيار

ياحضرت عباس!فلسطين تشنه ست

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 16:14  توسط اشرفيان نويد | 

می‌آییم
با چفیه‌های سپید و سیاه‌مان،
بر پوست‌تان داغِ خونبها می‌زنیم،
از زهدان روزگار می‌آییم، چونان سرریز شدنِ آب،
از خیمه حقارتی که به هوا جویده می‌شود،
از رنج حسین می‌آییم...
از اندوه فاطمه زهرا...
از اُحد، می‌آییم، و از بدر...
و از غم‌های کربلا...
می‌آییم برای تصحیحِ تاریخ و اشیا و برای پاک کردن حروف، ازخیابان‌هایی که نام‌های عبری دارند!

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 11:3  توسط اشرفيان نويد | 

سال ، سال قلب هاي داغدار
سال زخم هاي بي شمار غزه است
فصل فصل سرد سينه هاي پر غم است
فصل تا هميشه زنده ي محرم است
ماه ماه ماتم است
****
اي شما که گريه هاي بي صدايتان
وسعت طنين ناله هايتان
از تبار زخمهاي بدر
ازقبيله ي غريب اشکهاي کربلاست
بر سر شما اگرچه دست هاي مهربان خاک نيست
تا هماره سايه ي يگانه خداست
سرزمين لاله خيز قلبهاي ما
با شما و اشک هاي دردبارتان
آشناست
****
دشمن پليد و زشت
دشمن پلشت و غافل از حضور سرنوشت
با تمام بمب هاي آتشين خويش نيز
در برابر شما حقير و خوار گشته است
مثل ابرهاي مبهم سياه
تار و مار گشته است
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 12:50  توسط اشرفيان نويد | 

 

غـــــــزه در آتش و خون است خدايا مـــــددي
شهـــــر در دست جنون است خدايا مــــــددي
آســـــمان تيره ز دود است و زمــين مات ز درد
حــــال خورشـــــيد نگون است خدايا مـــــددي
مــــرده در خاطره ها عشـــــــق، محبت، ايمان
کينـــــه و بغض فـــــزون است خدايا مـــــددي
آنکـــــــه دم مي زند از دين تو و مکتــــب تـــو
در صـــــف دشمن دون است خدايا مــــــددي
بر لبـــــش ذکر تو و بر دلش آهنــــگ نفـــــاق
هــــمره خصم زبون اســــت خــدايا مــــــددي
قلب مردان تمدن همه سخت است چو سنگ
وز ره مهـــــر برون است خـــــــدايا مــــــددي
پر ز خون اســــت دل کرب و بلايي صفــــتان
غــــزه در آتش و خون است خدايا مــــــددي

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 23:57  توسط اشرفيان نويد | 

زيباست صداي باران در دل سياهي شب
صداي نم نم باران بوي گلهاي رازقي را مي آورد به ياد
بوي خوش باران در فضاي خالي دل پر ميشود
و شمشادها با نم نم باران به رقص ستاره ها ميروند
صداي خوش باران در فضاي خالي دل طنين انداز ميشود
و سکوت خاموشي را با نواي دل انگيز خود مي شکند
باران با قطرات پاک خود معصوميت کودکانه را به ارمغان مي آورد
و آهنگ خوش عشق را در گوشها زمزمه مي کند
باران با بارش تند خود نويد اميد دوباره را ميدهد
و آدمي را از هر چه لغزش و خطاست پاک و مبرا مي کند
باران با خود ترانه زيباي زندگي را زمزمه مي کند
و همگان را به داشتن يه قلب پاک دعوت مي کند
چه زيباست باران با آن ابرهاي سياه در آسمان
چه شورانگيز است قدم زدن زير باران تک و تنها
بران جلوه خوش نور و پاکيس
جلوه اي از برکت خوب خداس
باران ياد آور خوب خاطرهاس
برگي از روزهاي خوش عاشقاس
باران طلوعي دوباره در دفتر زندگيس
برگي ار گل محمديس

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 17:50  توسط اشرفيان نويد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خدا لعنت کند امتی را که اساس ظلم و ستم را برپا کرد،
و ظلم یعنی غصب، کتم، تحقیر، قتل،
و ظالم یعنی عامل، مهیا کننده، طرفدار، پیرو...
عجب گفتار با صلابتی!!!
چقدر بر خاطر خواب آلودگان تاریخ تنگ آمد!!!
و کم نیستند این غفلت‌زدگانی که با سکوت ظلم ظالم را تایید می‌کنند.
و دور نیستند ظالمان.
و امان نیستیم از ظلمشان.
دیروز کربلا؛
امروز غزه؛
فردا...

برای تو چه شعری بگویم
که غم دلخراش تو در آن جا بگیرد
برای تو چه جمله‌ای بسازم
که بتواند داغ بزرگ و جان گداز تو را بیان کند
کدام واژه مصیبت سنگین تو را بر دوش تواند کشید
یا کدام واژه و عبارت می‌تواند بار ذلت دشمنان تو را با خود حمل کند
و ننگ پلیدی و پستی آنان را بپذیرد
چه کلماتی می‌توانند بیانگر این همه جنایات دلخراش غزه باشند
برای تو چه شعری بگویم
تو به شعر من نیازی نداری
یعنی امروز روز شعر گفتن نیست
شعر را وقتی باید گفت که مصیبتی تمام شده باشد
و تو یا پیروز باشی و من غریو شادمانیت را سر دهم
و یا به شهادت رسیده باشی و من مظلومیتت را فریاد بزنم
اما امروز زمان شعر گفتن نیست
اگر بتوانم به کمکت بیایم و برای نجاتت از چنگال دشمن خونخوار بجنگم
و یا اگر نمی‌توانم از غصه‌ات بمیرم به کدامین گناه کشته شدید؟
من نمی‌خواهم شعر بگویم
فقط می‌خواهم به تو بگویم که من در کنار تو هستم
من با تو هستم
و تو پاره‌ی تن من هستی
هر بمب و موشکی که بر خانه تو فرود می‌آید
بر خانه من هم فرود می‌آید
خداوند خانه دشمنانت را ویران کند
هر زخمی که بر پیکر تو می‌رسد
بر پیکر من هم می‌رسد
من از تو جدا نیستم
امروز بیشتر از همه وقت‌های دیگر تو را دوست دارم
و با تو احساس هم دردی می‌كنم
من در زیر آوار در کنار کودکان توام
من مظلومیت و غربت شما را با تمام وجودم حس می‌کنم

پیوندهای روزانه
ازغزه تاپیروزی
دبيرستان دانش پژوه
سازمان آموزش و پرورش استان همدان
آموزش و پرورش شهرستان اسدآباد
وحدت و همدلی
كشتي نجات
ياران حسين(ع)
زبان انگليسي راهنمايي، دبيرستان و پيش‌
حاضر غايب
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم آبان 1390
هفته چهارم خرداد 1390
هفته اوّل دی 1389
هفته چهارم شهریور 1389
هفته اوّل تیر 1389
هفته سوم خرداد 1389
هفته دوم خرداد 1389
هفته دوم اردیبهشت 1389
هفته چهارم اسفند 1388
هفته دوم اسفند 1388
هفته دوم بهمن 1388
هفته چهارم دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
آرشیو موضوعی
مقالات فارسي و انگليسي
احادیث و روایات
اشعار فارسي و انگليسي و عربي
دانستنیها
متن های ادبی و خواندني
تصاویر
مناسبت‌ها
نكات آموزشي
نكات اخلاقي
قصه و داستانهاي جالب
پیوندها
عطش حضور
دل نوشته‌ها
عاشقان علي (ع)
قلم و انديشه
آموزش زبان انگليسي راهنمايي
ياران حسين(ع)
شميم حضور
هماي رحمت
رهروان عاشورا
اكسير سعادت
عشق حقيقي
دوستي و خدمتگزاري
شميم خوش يار
افطاري براي بچه هاي ايران
تاريخ سازان بزرگ اسلام
لوگوي من


كد لوگو:

لوگوي دوستان


 

 RSS

POWERED BY
اشرفيان نويد